X
تبلیغات
راداسوامی سات سانگ (RadhaSoami SatSang)

راداسوامی سات سانگ (RadhaSoami SatSang)

روش اتصال به نور و صُوت خداوند

مقاله ی پنجم: سرقت ادبی ـ معنوی از عقاید و تعالیم راداسوامی

سرقت ادبی ـ معنوی از تعالیم راداسوامی سَت سَنگ

از موضوعات مهم دیگر در مورد گروه فلسفی ـ عرفانی رادهاسوآمی سَت سَنگ سوء استفاده های معنویی است که از نام و نوشته ها و تعالیم این گروه شده است.

در حوالی سال 1978میلادی یک دانشجوی آمریکای بنام «دیوید سی لین» ـ David .C. Lane ـ در سر کلاس ادیان و مذاهب جدید و در اثنای یک پروژه دانشجویی متوجه گروه فلسفی ـ عرفانی رادهاسوآمی سَت سَنگ شد. دیوید سی لین در در ادامه تحقیقات اش کشف کرد که افراد و گروه های زیادی زیادی به طور مستقیم و غیرمستقیم از عقاید و فلسفه و تعالیم رادهاسوآمی سَت سَنگ در زمینه ی شابد یوگا یا همان روش شنیدن صُوت خداوند کپی برداری و یا سرقت ادبی ـ معنوی کرده اند. وجه مشترک همه ی این معلمان و به اصطلاح اساتید معنوی جاعل این بود که هرگز سخنی در مورد وجود تعالیم سورات شابد یوگا و رادهاسوآمی سَت سَنگ به میان نیاورده اند و همگی بدون استثنا خود را اولین و یگانه فردی در عصر جدید معرفی کرده اند که از راز نور و صُوت الهی پرده برداشته اند و خود را استاد معنوی والا مقامی در این حکمت معنوی قلمداد کرده اند.

از معروف ترین افرادی که به طور مستقیم با معلمان رادهاسوآمی در ارتباط بوده و از آثار و عقاید و تعالیم این گروه هندی سوء استفاده کرد اند می توان به «پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل» مؤسس گروه «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) و خانم «چینگ های» مؤسس گروه «کوان ‌یین» ـ Quan Yin ـ اشاره نمود.

«پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل» ـ Paul Twitchell ـ بنا به روایتی متولد 1908 میلادی و از اهالی پادوکای کنتاکی  آمریکا و فارغ التحصیل رشته ی روزنامه نگاری بود.

پال توئیچل در سال ۱۹۷۱

Paul Twitchell

او در حوالی سال 1955 میلادی در طی اولین سفر کیرپال سینگ یکی از اساتید رادهاسوامی سَت سَنگ به آمریکا در حلقه ی شاگردان او درآمد.

 

پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل به همراه کیرپال سینگ در آمریکا در سال ۱۹۵۵

این شاگرد آمریکایی بعد از مدتی به خاطر افکار و عقاید و نوشته ها و ادعاهای اغراق آمیزی که نمود توسط کیرپال سینگ از انجمن روحانی سَت سَنگ اخراج شد.

وی مدتی بعد از اخراجش از این انجمن در بین سال های ۱۹۶۳ و ۱۹۶۵ به کمک همسر دوم خود گیل اندرسون  Gail Anderson که یک دانشجوی رشته ی روانشناسی و به امور متافیزیک علاقمند بود در موسسه ی تحقیقات فراروانشناسی کالیفرنیا اقدام به تشکیل کارگاههای آموزش هنر خروج از بدن نمود که بعدها به نام سفر روح تغییر اسم داد.

پال توئیچل به همراه همسر دوم خود گیل اندرسون در سال ۱۹۷۱

(Paul Twitchell and Gail Anderson)

 پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل با کتمان کردن گذشته واقعی خود و با مخفی نگه داشتن رابطه اش با گروه رادهاسوآمی ست سنگ در یک اقدام غیر اخلاقی با کپی برداری و سرقت ادبی از آثار جولیان جانسون و کیرپال سینگ اقدام به نوشتن کتابهایی در مورد روش اتصال به نور و صوت خداوند نمود.

وی با تغییر دادن نام شابد یوگا به «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) مدعی دانش معنوی نور و صوت خداند و مقام استادی معنوی شد.

سپس وی با دریافت مجوز از دولت آمریک اقدام به تاسیس یک موسسه غیر انتفاعی تجاری به نام «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) نمود.

او تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۱ میلادی واقعیت ها و حقایق زندگی اش را از خوانندگان کتابهایش و شاگردان خود مخفی نمود. بعد از مرگش همسرش به کمک شاگردان وی موسسه وی را اداره نمودند تا اینکه در سال ۱۹۷۸ میلادی یک دانشجوی جوان به نام «دیوید سی لین» ـ David .C. Lane ـ  هنگام تحقیق در مورد مذاهب جدید متوجه نام ا.ک.ن.ک.ا.ر در فهرست مذاهب و آئین های جدید آمریکا شد.

دیوید سی لین بعد از تحقیق در این زمینه متوجه ارتباط پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل با گروه هندی رادهاسوامی ست سنگ و سرقت ادبی - معنوی وی از این گروه معنوی شد. دیوید سی لین تحقیقات و مدارک خود در زمینه ی سرقت ادبی - معنوی موسس «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) از گروه رادهاسوامی ست سنگ را در کتابی به نام «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اِکنکار» منتشر کرد.

این کتاب در بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ باعث رسوایی و جنجال و شوروش بزرگی در بین پیروان «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) شد. اما اداره کنندگان و رهبران موسسه «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) و به اصطلاح جانشینان بعدی تا به امروز با تفاسیر سفسطه آمیز این واقعیت را که تعالیم و نوشته های «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) یک نسخه ی سرقت و تحریف شده از شابد یوگای رادهاسوآمی است را انکار کردند. این گروه تا به امروز (۲۰۱۴ میلادی) تحت رهبری یکی از شاگردان پال توئیچل به نام ه.ا.ر.و.ل.د ک.ل.م.پ ـ  Harold klemp ـ به حیات خود ادامه می دهد.

هارولد کلمپ؛ سومین رهبر معنوی اِکنکار

 Harold klemp

"خانم چینگ‌ های ـ Ching Hai ـ  متولد سال ۱۹۵۰ میلادی از اهالی کشور ویتنام می باشد. قبل از روی آوردن به زندگی معنوی در مشاغلی چون مترجمی و کار در سازمان های بین المللی از جمله صلیب سُرخ فعالیت کرده است. از طرف مریدان خود با لقب استاد اعظم ـ Supreme Master ـ نامیده می شود. هم اکنون او توسط شاگردان و هواداران خویش به عنوان مؤسس و معلم روش «کوان ‌یین» ـ Quan Yin ـ شناخته می شود و تخمین زده می ‌شود که حدود ۲۰۰ هزار نفر در جهان از این روش معنوی تازه پیروی می ‌کنند."

سوما چینگ های؛ موسس و رهبر معنوی گروه کوان یین

برخی گفته اند که خانم چینگ های بین سالهای 1979 تا 1982 میلادی مدتی را در هند اقامت داشته و در طول این مدت با یکی از معلمان «رادهاسوآمی سَت سَنگ» ـ RadhaSoami SatSang ـ به اسم «تاکور سینگ» ـ Thakur Singh ـ که از شاگردان «کیرپال سینگ» بوده است آشنا شده و مدتی را در آشرام وی بوده است و از طریق وی با تعالیم سورات شابد یوگا و مراقبه بر جریان نور و صُوت الهی آشنا شده است.

تاکور سینگ از شاگردان کیرپال سینگ و از معلمان روش شابد یوگا

 Thakur Singh

"خانم چینگ های در سال ۱۹۸۶ میلادی «مرکز مراقبه بر نور بیکران» ـ Immeasurable Light Meditation Center ـ و « روش مراقبه بر صُوت» ـ Way of Sound Contemplation ـ را در میائولی تایوان تاسیس کرد. در سال ۱۹۸۸ خانم چینگ های به عنوان یک راهبه ی بودایی تمام پیوندها و ارتباطات دینی و مذهبی خود را با آئین مذهبی ـ عرفانی بودیسم که مذهب کودکی وی بود گسست و روش زندگی و سبکی پرزَرق و برق را که به زبان چینی آن را «کوان ‌یین» ـ Quan Yin ـ و به معنی مراقبه بر صُوت می نامید را پایه‌ گذاری کرد."

 

خانم چینگ قبل از تأسیس کوان یین زمانی که یک راهبه بودایی بود

 

خانم چینگ های بعد از تأسیس گروه کوان یین

در مجموع چنین به نظر می رسد که خانم چینگ های نیز همانند پا.ل.ت.و.ئ.ی.چ.ل از طریق تعالیم و نوشته های انجمن رادهاسوآمی سَت سَنگ با روش باستانی سورات شابد یوگا آشنا شده و همه ی ایده ها و نظریات معنوی خود در باب نور و صُوت الهی و مراقبه در این خصوص را از این مکتب کپی برداری نموده و بدون اینکه نامی از این گروه و رابطه ی شاگردی خود با این گروه بگویند سیستم خویش ابداعی خود را بنا نهاده اند و به خود به عنوان استاد معنوی بزرگ جلوه داده اند. 

   استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و نویسنده بلامانع می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 18:13  توسط محسن  | 

مقاله ی ششم: نقد و بررسی عقاید گروه راداسوامی سات سانگ

 

۱ـ عرفان و معنویت در عصر جدید

در عصر جدید (منظورم از ابتدای قرن 19 تا الان) من گروهی از افراد رو تحت عنوان اساتید، معلمان و نویسندگان عرفانی ـ معنوی دسته بندی می کنم.

 منظور من از عرفانی ـ معنوی این است که این افراد هیچگونه فعالیت و گرایش از نوع دینی یا مذهبی نداشته و هیچ مقام رَسمی در تشکیلات دینی ـ مذهبی نداشته اند و به عنوان کسانی شناخته شده اند که با متون عرفانی و اندیشه های عرفا سر و کار داشته اند.

وجه اشتراک عمومی همه این افراد فعالیت و شهرت آنها در زمینه سخنرانی و نوشتن و آموزش عرفانی معنوی است.

اما این افراد تفاوت های اساسی بزرگی هم با هم داشته و دارند. برخی از این تفاوت های عبارتند از اینکه برخی از این افراد در مقام یک استاد و رهبر بر یک سازمان یا انجمن معنوی نظارت داشته اند و برخی از این افراد تنها یک نویسنده و یا سخنران بوده اند. همچنین تعداد بسیار بسیار کمی از این افراد شاید کمتر از تعداد انگشتان دست واقعاً انسانی روشن ضمیر و خودشناس و قدیس و عارف بوده و هستند که واقعا در آگاهی کامل روح بسر می برند و واقعا نور خداوند در جان انها مشعشع است. و برخی از اینها افرادی بوده و هستند که از لحاط ذهنی و روانی تا حدودی رشد یافته هستند اما خودشناس نیستند و هنوز در آگاهی روح بسر نمی برند اما انسانی نسبتاً صادق و راستگو هستند و از روی نیت پاک اندیشه های عرفانی و معنوی را با دیگران تقسیم کرده و می کنند. و برخی از این آدم ها افرادی کاملاً جاهل و مغرور و نادان هستند و هیچ دانش معنوی درستی ندارند و در توهم هستند و گمان می کنند که راه معنوی را یافته اند و باید به دیگران نشان دهند. و بدتر از همه گروهی از این افراد هستند که واقعاً انسانهایی شیاد و کلاهبردار بوده و هستند که از جریان معنوی برای کسب شهرت و قدرت و ثروت سوء استفاده کرده و می کنند. و هیچ درک و فهم روحانی ندارند.

برحسب نوع وضعیت ذهنی و روحی و اخلاقی این افراد (یا به اصطلاح معلمان معنوی) همجنسان این افراد جذب سخنرانی یا کتاب یا آموزش ها یا سازمان های آنها می شود. و اینگونه ماجرای استاد و شاگردی شروع می شود و گروه شاگردان نوعی عواطف و احساسات و دلبستگی و تعصب خاصی را به رهبر و معلم یا نویسنده یا سخنران مورد علاقه خود پیدا می کند و رفته رفته در مقام شاگرد خود را فدایی و جانسپار جریان معنوی مورد پسند خود تصور می کند.

زمانی که رهبر یا استاد یا معلم یا نویسنده مورد نظر انسانی روشن ضمیر باشد لااقل این شاگردان اگر نادان و جاهل هم باشند حداقل زیر نظر یک قدیس بیدار دل هستند واین قدیس از حال و روز و اگاهی ناقص شاگردان خبر دارد و در رفع و ارتقا ان در سکوت دست به کار می شود.

اما زمانی که رهبر یا استاد یا معلم یا نویسنده مورد نظر انسانی روشن ضمیر نباشد یا بدتر از همه جاهل و نادان و یا خیلی بدتر شیاد و فریبکار باشد در آن صورت شاگردان این فرد در یک تاریکی و ظلمت روانه می شوند که هیچ قدیس دیگری هم قادر به بینا کردن انها نیست. زیرا آنها مجراهای درونی عواطف و شعور خود را بسته و مُهر و موم کرده اند.

۲ـ داستان واقعی گروه رادهاسوامی

در سال 1861 ميلادي  فردي به نام شيودايال سينگ (Shiv Dayal)  كه يك فرد پيرو مذهب سيك بود مدعي مقام قديسي شد و با توجه به اينكه هم در خانواده سيك بدنيا امده بود و  معلم زبان هندي و فارسي بود و شيفته ي اشعار مولانا و كبير و گورو ناناك بود جمع كثيري از مردم اگرا و پنجاب را جذب خود كرد. وي از روش شابد يوگا يا روش اتصال و شنيدن صوت خداوند سخن مي گفت. او شاگرداني را پيدا كرد و  شاگردان او بعدها نام رادهاسوامي سات سانگ را به اموزش هاي او اطلاق كردند.

اما این ظاهر داستان است و این چیزی است که رهبران رادهاسوامی دوست دارند روایت بکنند و مردم آن را باور کند. و در این میان گروه عرفانی رادهاسوامی سات سانگ از نگاه موسس و رهبران و معلمان و پیروان آن به عنوان یک طریقت و مکتب معنوی کامل و بی رغیب متصور و معرفی می شود.

با بررسی متون این مکتب متوجه می شویم که گروه عرفانی رادهاسوامی سات سانگ در مقایسه با برخی از گروه ها و فرقه های عرفانی معاصر دارای نکات مثبت جالب توجه ای می باشد و اصول معنوی اصلی بیان شده در آن قابل توجه است و حقایق معنوی باستانی در خور تعمقی در آن بیان شده است.

در مقایسه با گروه های عرفانی معاصری چون گروه آمریکایی اکنکار یا گروه تایوانی کوان یین (که به عنوان فرزندان ناخلف این گروه باید تلقی شوند) یا در مقایسه با سایر گروه های نیمه غربی ـ نیمه شرقی معاصر، گروه رادهاسوامی عملکردی بهتر و درست در مورد بیان اصول پایه ی دانش معنوی داشته است.

 اما با توجه و دقت بیشتر در طول تحقیقات ام متوجه برخی نکات ضعف و اشکال و حتی اشتباهات بسیار بزرگی در اندیشه ها و باورهای این گروه شدم. وقتی برخی از ادعایی گروه رادهاسوامی سات سانگ را به بوته ی آزمایش و بررسی کشیدم متوجه شدم در میان اندیشه ها و باورها و ادعاهای رهبران این گروه رگ هایی از تعصب و غرور و جهل و توهم معنوی نیز وجود داشته است.

رهبران گروه راهاسوامی اکثرا در فرهنگ سیک (مذهبی که بعد از مرگ گوروناناک) بوجود امده بدنیا امده و بزرگ شده اند و ساکن ایالت آگرا یا پنجاب هند یعنی جایی که نفوذ پیروان مذهب سیک بیشتر است بوده اند به این خاطر آنها به تبعیت از عقاید متعصبانه فرهنگ سیک با نظام شش گانه فلسفه ی باستانی هند (یعنی مکتب یوگا و سامهیکا و ودانتا و ...) بیگانه بوده اند. به این خاطر رهبران رادهاسوامی سات سانگ در نوشته هاو تعالیم خودشان مدعی هستند صاحب دانش معنوی بالاتر و کامل تری نسبت به یوگی های هندی (پیروان شش نظام فلسفی عرفانی باستانی هند) و طوری وانمود می کنند..

از طرفی با مطالعه دقيق و موشکافانه متوجه شدم كه آنچه را که رهبران و معلمان گروه رادهاسوامي سات سانگ به نام «روش باستاني شايد یوگا» يا اتصال به صُوت خداوند نامیده اند و مختص خود معرفی کرده اند؛ در واقعيت يك كپي دست دوم و حتی تحریف شده از تعاليم «شبدا يوگاي» باستانی يوگي هاي ودايي هند مي باشد و سرچشمه این حکمت معنوی به هزاران سال قبل و به یوگی های باستانی ساکن در همالیا و شمال هند می رسد.

  ۳ـ ابراز نظر رهبران رادهاسوامی سات سانگ در مورد یوگی های هندی

برای نمونه جولیان پی جانسون یکی از شاگردان غربی مشهور گروه رادهاسوامی سات سانگ در فصل دوازدهم کتاب «مسير استادان» خود از زبان رهبران و استادان معنوي گروه رادهاسوامي سات سانگ در مورد یوگا و يوگي هاي ودانتيست هندي چنين مي نويسد:" در واقع مسير يوگي معمولي يا عادي، يك راه ناهموار است، اما روش اساتيد، روش يوگي ها نيست و هرگز نبوده است. قبل از اينكه حتي تمرين هاي يوگي وجود داشته باشد علم سانت ها شناخته شده بود و در ميان انسانها تمرين مي شد نه تنها شيوه هاي يوگي ها از شيوه هاي قدّيسان متفاوت است، بلكه هدف نهايي آنها نيز فرق دارد.بيشتر يوگي ها حتي بهترين شان، چيز زيادي ماوراي جهان اَختري يا به اصطلاح عامه «توريا پاد»ـ Turiya Pad ـ نمي دانند. به استثناي گروه اندكي كه ممكن است احتمالاً به «براهم لوك» ـ Brahm Lok ـ بروند. آنجا آنها به طور خودكار متوقف مي شوند مگر اينكه استادي داشته باشند كه خودش فراتربرود. زمانیکه آنجا متوقف مي شوند بیشترشان بر اين باورندكه به ارتفاعاتوالا دست يافته اند. آنجا آنها «براهم» آن منطقه را به عنوان «خدای اعظم» مي پذيرند. يوگاي قدّيسان، به چيزهايي رسيده اند كه يوگاي «ودانتيست» ها هرگز نتوانستند آن را انجام دهند.بنابرين يوگاي قدّيسان بسيار كارآمد است. بعلاوه با نيازهاي انسان مدرن، سازگار مي باشد و اين شكوه بزرگ آن است. اما يوگي هاي هندي به سيستم كهن خود چسبيده اند كه حالا قديمي شده است و در كل با بشر اين عصر سازگاري ندارد.روش اساتيد نام برده شده در اين کتاب همان چيزي است که«ساهاج يوگا» يا «سورات شابد يوگا» ناميده شده است و از يوگاي ودانتا متفاوت است و موضوع اصلي اين كتاب است و سيستم اساتيد بزرگ است. اغلب يوگي ها، حتي پيشرفته ترين آنها هيچگونه اطلاعي هم ازآنچه ماوراء طبقه ي اختري واقع است، ندارند. طريق سانت مات شخص را به جايي مي رساند که يوگا و يوگي هاي هندي و متون ودانتا هرگز نخواهد توانست.."

پال توئيچل موسس گروه عرفانی اکنکار (فرزند ناخلف گروه رادهاسوامی سات سانگ) در کتاب «سرزمين هاي دور» عيناً همين جملات جوليان جانسون و طرز فکر و حرف او را با جعل و تغيير کلمات به اين شکل بيان کرده است:"در واقع مسير يوگي معمولي يا عادي، يك راه ناهموار است، اما روش اساتيد اِک، روش يوگي ها نيست و هرگز نبوده است. قبل از اينكه حتي تمرين هاي يوگي وجود داشته باشد روش اِکنکار شناخته شده بود و در ميان انسانها تمرين مي شد نه تنها شيوه هاي يوگي ها از شيوه هاي استادان اِک متفاوت است، بلكه هدف نهايي آنها نيز فرق دارد. يوگاي اساتيد اِک، به چيزهايي رسيده اند كه يوگاي «ودانتيست» ها هرگز نتوانستند آن را انجام دهند. بنابرين يوگاي اساتيد اِک بسيار كارآمد است. بعلاوه با نيازهاي انسان مدرن، سازگار مي باشد و اين شكوه بزرگ آن است. اما يوگي هاي هندي به سيستم كهن خود چسبيده اند كه حالا قديمي شده است و در كل با بشر اين عصر سازگاري ندارد. روش اساتيد اِک همان چيزي است که «ساهاج يوگا» يا «اِکنکار» ناميده شده است و از يوگاي ودانتا متفاوت است و مربوط به دانش جريان صوت مقدس خداوند است و سيستم اساتيد بزرگ اِک است. اغلب يوگي ها،حتي پيشرفته ترين آنها هيچگونه اطلاعي هم از آنچه ماوراء طبقه ي اختري واقع است، ندارند. طريق اساتيد اک و مسير اکنکار شخص را به جايي مي رساند که يوگي هاي هندي و ودانتا هرگز نخواهد توانست. اما يوگي ها ي هندي به همان شيوه هاي فرسوده ي خويش آويخته اند. که سيستم هايي تماماً از گردونه خارج شده و نامناسب با طبع يک انسان معمولي امروز است".

جوليان جانسون در کتاب خود در «فصل دوازدهم» وارد بحث يوگا مي شود و مدعي مي شود که هشت روش يوگا است که يوگي هاي هندي از هفت روش استفاده مي کنند و روش هشتم را شابد يوگا مي نامند که يوگاي اتصال و شنيدن جريان صوت مقدس خداوند است. او و رهبران سيک مذهب فرقه رادهاسوامي سات سانگ به شدت يوگي هاي هندي را تحقير و انها را حتي افرادي فاقد دانش روح معرفي کرده و مدعي هستند که يوگي هاي هندي ودانتا از جريان صوت الهي و از طبقات کامل هستي بي خبر هستند و قادر به فراتر رفتن از جهان اختري به بالا نيستند.

جوليان جانسون به استادان معنوي خود سات گورو مي گويد و انها را پارم سانت يا قديس اعظم مي خواند و مي گويد سانت کسي است که به طبقه روح رسيده است و سات گورو سانتي است که به استادي انتخاب شده است. او نظام استادي فرقه رادهاسوامي سات سانگ را به کبير و گوروناناک ربط ميدهد و بعد مي گويد که در بين صوفيان هم مولانا و شمس در مسير شابد يوگا بوده اند و هرگز هيچ يک از انبياي مطرح شده چون حضرت محمد و عيسي و بودا و حتي يک نفر از يوگي هاي هندي را به عنوان قديس يا سات گورو معرفي نمي کند و با لحني کنايه آميز از حضرت عيسي مسيح به عنوان يک کسي که شبيه يوگي هاي هندي بود صحبت مي کند.

پال توئيچل هم در کتاب او تقليد و سرقت ادبي کرده و همين ها رو نقل مي کند تنها او بجاي سات گورو عبارت خود ساخته استاد اک و به جاي شايد بوگا عبارت اکنکار را به کار مي برد.

 ۴ـ بی خبری رهبران رادهاسوامی سات سانگ یا غرض ورزی مغرورانه؟

جولیان جانسون در سراسر کتاب های خود بارها و بارها با تاکید فراوان مدعی است که دانش معنوی اساتید گروه رادهاسوامی سات سانگ از یوگی های هندی بهتر و بالاتر است و یوگی های هندی انسانهایی با رشد معنوی ناچیز هستند و هیچ دانشی در مورد روح الهی و شیوه های باز کردن چشم معنوی و اتصال به نور و صوت خداوند را ندارند.

اما نکته ی جالب توجه این است که جولیان جانسون و اساتید معنوی او هرگز یا نمی دانستند و یا می دانستند و نمی خواستند افشا شود که درست همزمان با آنها درست چند صد کيلومتر ان طرف تر از شهر آگرا و کمی دورتر از مراکز گروه رادهاسوامی سات سانگ در شهر بنارس، کلکته و ريشي کش يوگي هاي معاصر و در قيد حياتي چون سري لاهيري ماهاسايا و سري يوکتشوار و سري پارام هانسا يوگاناندا و سري شيواناندا از سال 1861 میلادی يعني چندين دهه قبل از کتاب جوليان جانسون در آشرام هاي خود به پیروی از سنت چند هزار ساله از اسراز شابد يوگا و جريان صوت مقدس و نور خداوند و تمرينات يوگاي مخصوص اتصال به روح مقدس خداوند نه تنها صحبت می کردند و کتاب می نوشتند بلکه عملا توانایی اتصال دادن افراد مستعد را به جریان روح کیهانی داشتند.

برای نمونه سوآمی شری يوکتشوار، يوگي وارسته هندي و استاد سوآمی یوگاناندا در سال 1894 میلادی به دستور و تقاضاي ماهاآواتار باباجي کتابی به نام «دانش مقدس» را نوشت که در آن به روش اتصال به نور و صوت خداوند به اسم «شابد يوگا» اشاره کرده و بيان کرد که همه روش هاي يوگا و تلاش هاي معنوي يوگي براي برقراري اتصال با روح مقدس خداوند که همان نور و صوت خداوند است مي باشد.

از طرفي جوليان مدعي است که يک پارام سانت واقعي که به سطح روح رسيده است زمان مرگ اش را از سالها و روزهاي قبل مي داند و حتي روند مرگ در اختيار خودش است و در هنگام آن خودش بدن اش به اراده ترک مي کند. با نگاهي به مرگ خود جوليان جانسون و استادان او بقيه رهبران رادهاسوامي سات سانگ ما مشاهد مي کنيم که آنها در برابر مرگ هيچ اگاهي و تسلطي نداشتند. اما همه اين يوگي هاي نام برده شده در اینجا یعنی سري لاهيري ماهاسايا و سري يوکتشوار و سري پارام هانسا يوگاناندا و سري شيواناند بر اساس مدارک و عکس و فيلم ها روز و تاريخ مرگ خود را تعيين و به طور ارادي در مراقبه و خلسه بدن خود را ترک کرده اند.

۵ـ نتیجه گیری نهایی در مورد رادهاسوامی سات سانگ

دکتر جولیان پی جانسون، در سال 1939 کتاب «مسیر استادان» را به چاپ رساند. کتاب وی مربوط به معرفی تعالیم یک گروه عرفانی معاصر هندی به نام «رادهاسوامی سات سانگ» می باشد.

این کتاب و این نویسنده اصلی ترین منبع برای معرفی و آشنا کردن و بازتاب دان عقاید و باورهای گروه رادهاسوامی است و در بین همه ی فرقه های گروه رادهاسوامی سات سانگ که تعداده انها به ده ها مورد می رسد شناخته شده است...

در این کتاب از طرفی اطلاعات و معلومات درست و خوب معنوی بیان شد است که البته با نگاهی تیزبین یک محقق دانا و باتجربه متوجه می شود که همه ی انها کپی مو به مو از متون یوگای ودایی هندی است. از طرفی در این کتاب یکسری مسایل کاملا نادرست و صددرصد غلط و گاها از روی جهل و گاها از روی غرض ورزی نیز گفته شده است که من از آنها به عنوان اشتباهات و اشکالات معنوی گروه رادهاسوامی سات سانگ یاد می کنم.

نویسنده کتاب یعنی دکتر جولیان پی جانسون آمریکایی شاگرد ساوان سینگ ماهاراج رهبر معنوی یکی از فرقه های گروه رادهاسوامی سات سانگ است. ساوان سینگ مثل اغلب رهبران و اساتید این گروه در یک خانواده پیرو مذهب سیک به دنیا امده است و انها در باورهای خود و در سنت معنوی خود سلسله نظامی از قدیسان را برای خود دارند که از کبیر و گورو ناناک شروع می شود و به این فرد می رسد...

این کتاب قدیسان مورد نظر این کتاب را یعنی از کبیر تا گوروناناک و خود انها را که همه انها سیک مذهب هستند را مرتبا و پشت سر هم در مقام مقایسه با یوگی های ودایی هندی قرار داده و یوگی هایی هندی را فاقد دانش معنوی و اسرار معرفی می کند و به با لحن کنایه امیز و اغلب تمسخر یا تحقیرانه از یوگی های هندی یاد می کند.

از طرفی در کمال تعجب و حیرت طوری آدم عاقل انگشت به دهان می ماند همین نویسنده در همین کتاب تماماً از فرهنگ لغات هندی یوگا و حتی اسم شابد یوگا استفاده کرده است و ما می دانیم شابد یوگا و شابدبرهمن کلماتی هستند که مختص متون یوگای ودایی است و همین نویسنده بعداً در کمال حیرت مدعی شده است که یوگی های ودایی هندی از دانش شابد یا همان صوت روح الهی بی بهره هستند و یوگای انها بی مصرف و یا بی ارزش است.

و این در حالی است همزمان با فعالیت رادهاسوامی سات سانگ در ایالت آگرای هندی درست کمی دور تر و در فاصله ی چند صد کیلومتری انها در شهر بنارس و کلکته هند و ریشی کش یوگی های چون سوامی لاهیری ماهاسایا و سوامی یوکتشوار و سوامی شیواناندا سالها قبل از این نویسنده و استادان او در کتابهای خود در مورد طبقات هستی و چشم سوم و اتصال به شاید یا همان صوت کیهانی خداوند به طور روشن و دقیق تر و کامل تر از این نویسنده و گروه انها نوشته و تعلیم میداده اند.

پال توئیچل و خانم چینگ های هم در هنگام کپی کردن و سرقت ادبی از تعالیم رادهاسوامی سات سانگ عینا و مو به مو مطالب و نظریات رادهاسوامی در مورد یوگی های هندی را با چاشنی بیشتری اورده اند و به جنگ یوگی های هندی رفته اند و خود را برتر و بالاتر از همه یوگی های طول تاریخ هند معرفی کرده اند...

این نویسنده و این کتاب یک نظام از قدیسان را از کبیر و گوروناناک شروع می کند و به رهبران این گروه معاصر ربط می دهد و همه انها را سات گورو می نامند و می گوید که انها قدیس هستند و به نور و صوت خدا وصل هستند و به طبقه روح رسیده اند و در مدام و به کرارت در مقابل انها دایم شروع به تحقیر و توهین و خوار کردن یوگای ودای هندی می کند و یوگی ها را افرادی می داند که تنها تا جهان اختری صعود می کنند و نادر یوگی نهایتا تا طبقه علی می رود.

از طرفی ما مشاهده می کنیم که سوامی یوگاناندا در سال 1946 و حتی قبل تر از آن در کتابش نوشته است که یوگی و قدیس باستانی باباجی گفته است که او بوده است که کبیر را به کریا یوگا که روشی جهت مراقبه بر صوت کیهانی خداست متشرف کرده است.

ماهاآواتار باباجی؛ قدیس همیشه زنده

رادهاسوامی سات سانگ و گروه های منشعب از این جریان مثل اکنکار و کوان یین جای صحبت زیادی دارد و سخن برای گفتن در این باب و نقد و بررسی نکات مثبت و ضعف تعالیم گروه رادهاسوامی سات سانگ زیاد است و فعلا به خاطر مشغله هایی که دارم فرصت و مجال کافی برای بیان آن در اینجا بیش از این نیست. تنها اشاره ای در این جا شد و برای کسانی که اهل تحقیق و بررسی هستند سرنخ های کافی و لازم داده شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 18:13  توسط محسن  | 

مقاله ی چهارم: شابد یوگا؛ روش اتصال به نور و صُوت خداوند

 

سورات شابد یوگا چیست؟

عبارت «شابد یوگا» از دو کلمه «یوگا» به معنای اتصال و «شابد» به معنی صُوت الهی تشکیل شده است. در عقاید قدیسان باستانی هندی و با تکیه به متون مقدس ودایی و بخصوص اوپانیشادها و رساله های یوگا چنین گفته می شود که «شابد» یا «شبدا» به معنای «صُوت الهی» بوده و به عنوان اولین تجلی صادره از ذات اعظم حق تلقی می شود. تجلی ذات اعظم وجه دومی  هم دارد که همانا نور الهی است. جریان نور و صُوت الهی در کنار هم دو جنبه ی اصلی از تجلی و ظهور ذات متعال محسوب می شود.

در طول تاریخ بشری قدیسان و عارفان اقوام مختلف بشری از نور و صوت الهی یا همان نیرو و قدرت خلاقه و آفریینده ی ذات متعال تحت نام های مختلفی از قبیل: «شابد برهمن»، «نادا»، «آکاش بنی»، «نام» و «کلمه»، «روح الهی»، «روح القدس»، «تائو»، «روح کیهانی»، «صدای خداوند»، «نغمه الهی»، «صدای ازلی»، «نوای حق»، «کلام الهی»، «آوای بهشت»، «صدای آسمانها»، «بانگ سروش»، «انرژی کیهانی خداوند» و «ارتعاش هوشمند کیهانی خدا» یاد کرده اند.

" پروردگار در خلقت به عنوان ارتعاش کیهانی نمود می یابد که خود را به عنوان صُوت کیهانی و نور کیهانی متجلی می دهد. صُوت کیهانی یا اُوم ـ OM ـ ترکیبی از همه صُوت ها از نیروهای بسیار مرتعش زندگی (ترکیبات علوم زیستی و میکرو الکترونیک)، الکترون ها، پروتون ها و اتم ها می باشد. بوسیله گوش سپردن به اُوم ـ OM ـ یوگی به کسی تبدیل می شود که در هوشیاری حقیقت راستین حرکت کند یا شخصی که با برهمن هماهنگ می شود. بوسیله تمرکز دقیق، سرسپرده می توآند اُوم ـ OM ـ [و سایر شابد ها منشعب از آن] را در هر زمآن و در هر مکآنی بشنود. در مورد صُوت کیهانی در کتاب مقدس [مسیحیان] همانطور که در زیر می آید، صحبت می شود:« ابتدا کلمه بود، و این کلمه با خدا بود، و کلمه خدا بود.» (یوحنا 1:1). «کلمه» یا «اُوم» از خدا می آید؛ او به عنوان ارتعاش کیهانی در خلقت تجلی می کند. کتاب مقدس همچنین به «کلمه» به عنوان روح القدوس یا «ارتعاش روح مآنند هوشمند نهآنی» که خالق همه ی اشکال مواد می باشد، رجوع می کند. بدین سبب به آن روح القدوس گفته می شود که این نیروی نامرئی بوسیله هوشیاری مسیحایی [یا همان هوشیاری روح] که در خلقت به عنوان بازتاب پدر یا تنها پسر مولود خدای متعالی (پدر)، وجود دارد هدایت می شود. عیسی مسیح وعده داده است که روح القدوس یا تسلی بخش بزرگ به سوی شاگردآنش بعد از عزیمت جسمآنی از زمین می آید (یوحنا 1:1؛ یوحنا 14:26). کریا یوگا از آنجا که به مردمآن جهان تکنیک علمی را جهت ارتباط با صُوت مقدس اعطا می کند، تحققی از آن وعده ی پر برکت مسیح می باشد." منبع: زندگی نامه یک یوگی؛ سوامی پاراماهانسا یوگاناندا

" انسانهایی که در این دنیای امروزی به سر می برند در واقع نه اطلاعی از روح الهی و نه کارآیی آن دارند. ...آنچه که شالوده ی رُشد معنوی محسوب می شود و چون گذشته به بشريت تعليم داده نمي شود چيست؟ پاسخ روح القدس یا نور و صُوت خداست. ...روح الهی به عنوان اولین تجلی خداوند متعال نیروی آفرینش حیات و عالم مخلوق است. پیوند مشترکی که تمامی اشکال حیات را در همه طبقات هستی بوجود می آورد. نور و صُوت الهی یا همان روح القدس برای جوینده حقیقت از چه جهت اهمیت دارد؟ اول اینکه خداوند خود را به واسطه امواج صُوت و نور متجلی می کند. که به امواج فرستند های رادیویی شباهت زیادی دارند. این موج همان روح القدس یا نور صُوت خداوند متعال است که در قالب قدرت الهی آفرینش را بر پا و برقرار می دارد. شنیدن صُوت الهي از آن جهت اهميت خاصي دارد كه موجب آزادي روح مي شود و روح را به فراسوي وضعيت هوشياري فيزيكي و بشري انتقال داده، و از طريق سفر روح او را به اقاليم رفيع آفرينش مي برد. در اين صورت انسان براي هميشه از وحشت مرگ جسماني رهايي مي يابد. روح یا همان بارقه ای که خداوند از روح خویش در قالب بشری به امانت گذاشته، این موج نور و صُوت الهی را دریافت می کند و با سوار شدن بر آن به قلمرو الهی در نزد خداوند باز می گردد. از میان دو جریان نور و صُوت الهی بیرون رونده و بازگشت کننده این جریان نور و صُوت بازگشتی است که مورد توجه  قدیسان است. زیرا صُوتي كه از درون شنيده مي شود، در واقع همان صداي خداوند است كه ما را به سوي منزلگاه اصلي فرامي خواند و نور دروني نيز چراغ راهنماي مسير ما مي باشد." منبع: مسیر استادان؛ جولیان پی جانسون

 استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و نویسنده بلامانع می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 0:37  توسط محسن  | 

مقاله ی سوم: آثار و نوشته های راداسوامی سات سانگ

آثار و نوشته های راداسوآمی سَت سَنگ

برای آشنایی با عقاید و اصول و تاریخچه ی گروه فلسفی ـ عرفانی «راداسوآمی سَت سَنگ» بهترین راه مطالعه ی کتاب های هست که توسط آموزگاران و یا پیروان این روش معنوی نوشته شده است.

از منبابع اولیه و مهمی که در زمینه ی تاریخچه و تعالیم راداسوآمی سَت سَنگ و شابد یوگا نوشته شده است می توان به کتاب «سارباچان»  ـ The Sar Bachan ـ که مجموعه گردآوری شده از سخنان و اشعار  شیو دایال سینگ جی است اشاره نمود.

شیو دایال سینگ جی

گفته می شود که شیو دایال سینگ شخصاً کتاب خاصی را ننوشته است و همچون آموزگاران قدیمی اغلب به صورت شفاهی و سینه به سینه به شاگردان خود آموزش می داده است. بعد از مرگ وی شاگردانی چند که علاقمند به ثبت سخنان و تعالیم استاد بودند گفته های وی را در کتابی به نام سارباچان جمع آوری و به چاپ رساندند. بعدها در حوالی سالهای 1935 تا 1939 میلادی به کمک ساوان سینگ جی و شاگرد آمریکایی محبوب وی دکتر جولیان پی جانسون این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شد.

تا قبل از ملاقات دکتر جولیان پی جانسون با ساوان سینگ هیچ فرد غربی مطلب مهم و ارزشمندی در مورد تعالیم راداسوآمی سَت سَنگ و شابد یوگا ننوشته بود. اما بعد از اینکه در حوالی سالهای 1935 جولیان جانسون از طریق ساوان سینگ جی با راداسوآمی سَت سَنگ و شابد یوگا آشنا شد اقدام به نوشتن چند مقاله و کتاب در مورد فلسفه و عقاید تعالیم راداسوآمی سَت سَنگ و سورات شابد یوگا نمود.

 

دکتر جولیان پی جانسون شاگرد آمریکایی محبوب ساوان سینگ

Julian.P.Johnson

(۱۹۳۹ـ ۱۸۷۳)

دکتر جولیان پی جانسون با نوشتن کتاب های خود در اواسط دهه ی 30 میلادی  آموزه های راداسوآمی سَت سَنگ و روش شابد یوگا یا همان حکمت اتصال به نور و صُوت الهی را به مردم خارج از هند و جامعه انگلیسی زبان جهان معرفی کرد و باعث شد که تعالیم استاد معنویش و اساتید وی به زبان انگلیسی در اختیار همگان قرار گیرد. چند کتابی که وی خلال سالهای 1935 تا 1939 میلادی نوشته، بخصوص کتاب «مسیر استادان» ـ  The Path Of The Mastersـ  به عنوان یک مرجع در مورد تعالیم «سورات شابد یوگا» یا همان روش اتصال به صُوت الهی محسوب می شود. و اکثر گروه های متأثر از سنت رادهاسوآمی به آن مراجعه می کنند.

 بعد از کتاب سارباچان و کتاب مسیر استادان می توان به آثار کیرپال سینگ جی نیز اشاره کرد. کیرپال سینگ جی یکی از 6 شاگرد اصلی و نزدیک ساوان سینگ جی محسوب می شود.

 کیرپال سینگ جی

Kirpal Singh Ji

(1974 ـ 1894)

 کیرپال سینگ جز شاگردان و کسانی می باشد که از نزدیک مدت زمان زیادی در هند در کنار استادش ساوان سینگ زندگی کرده است. و تا زمانی که ساوان سینگ به عنوان یک استاد در قید حیات روش سورات شابد یوگا در حال خدمت و ترویج تعالیم اساتید خود بود عمدتاً زیر نظر استاد در پیشبرد امور انجمن رادهاسوآمی سَت سَنگ به انجام خدمت می پرداخت.

کیرپال سینگ و پسرش دارشان سینگ به همراه استادش ساوان سینگ

اما بعد از مرگ گورو ساوان سینگ در سال 1948 میلادی، مابین شاگردان ارشد وی بر سر تقسیم وظایف معنوی و نحوه مدیریت مدارس و آشرام های انجمن معنوی رادهاسوآمی سَت سَنگ و رهبری پیروان و شاگردان وابسته به این انجمن اختلاف نظرهایی پیش آمد و به این خاطر هر یک از شاگردان ارشد بر حسب سلقیه ی شخصی خود تعالیم استاد خود و اساتید قبلی انجمن را در آشرام های شخصی خود ادامه دادند.

در این زمان کیرپال سینگ از همکاری مستقیم و شرکت در فعالیت های انجمن راداسوآمی سَت سَنگ بیس که بعد از مرگ استادش عمدتاً توسط پسر استادش اداره می شد رفته رفته کناره گیری نمود و با ایجاد تغییراتی در روش تعلیمی استاد خود انجمن «روحانی سَت سَنگ» ـ Ruhani SatSangـ را ایجاد نمود. وی چند مقاله و کتاب در مورد تعالیم سورات شابد یوگا نوشت که از آن جمله می توان به کتاب « خدامرد» ـ God Man ـ و کتاب «نام یا کلمه» ـ  ـ و کتاب «روحانی سَت سَنگ دانش معنوی» ـ Ruhani Satsang Science of Spiritualty ـ اشاره کرد.

کیرپال سینگ جی در اواسط دهه ی 50 میلادی با مسافرت به اروپا و به خصوص آمریکا و ملاقات با چهره های دینی و مذهبی مختلف و ایراد سخنرانی و برگزاری سَت سَنگ نقش زیادی را در رواج تعالیم سورات شابد یوگا و روش مراقبه بر نور و صوت خداوند در بین مردم اروپا و آمریکا ایفا نمود.

 کیرپال سینگ در یکی از جلسات سخنرانی در غرب

کیرپال سینگ هنگام ملاقات با پاپ پائول در رُم در سال ۱۹۶۳

از جمله کسانی که به شدت تحت تاثیر تعالیم وی قرار گرفت و از طریق وی با انجمن رادهاسوآمی سَت سَنگ و تکنیک معنوی سورات شابد یوگا یا همان روش اتصال به نور و صُوت الهی آشنا شد می توان به یک نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی به نام پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل ـ P.a.u.l.L T.w.i.t.c.h.e.l ـ اشاره نمود.

«پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل» ـ Paul Twitchell ـ بنا به روایتی متولد 1908 میلادی و از اهالی پادوکای کنتاکی  آمریکا و فارغ التحصیل رشته ی روزنامه نگاری بود.

پال توئیچل در سال ۱۹۷۱

Paul Twitchell

او در حوالی سال 1955 میلادی در طی اولین سفر کیرپال سینگ یکی از اساتید رادهاسوامی سَت سَنگ به آمریکا در حلقه ی شاگردان او درآمد.

 

پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل به همراه کیرپال سینگ در آمریکا در سال ۱۹۵۵

این شاگرد آمریکایی بعد از مدتی به خاطر افکار و عقاید و نوشته ها و ادعاهای اغراق آمیزی که نمود توسط کیرپال سینگ از انجمن روحانی سَت سَنگ اخراج شد.

وی مدتی بعد از اخراجش از این انجمن در بین سال های ۱۹۶۳ و ۱۹۶۵ به کمک همسر دوم خود گیل اندرسون  Gail Anderson که یک دانشجوی رشته ی روانشناسی و به امور متافیزیک علاقمند بود در موسسه ی تحقیقات فراروانشناسی کالیفرنیا اقدام به تشکیل کارگاههای آموزش هنر خروج از بدن نمود که بعدها به نام سفر روح تغییر اسم داد.

پال توئیچل به همراه همسر دوم خود گیل اندرسون در سال ۱۹۷۱

(Paul Twitchell and Gail Anderson)

 پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل با کتمان کردن گذشته واقعی خود و با مخفی نگه داشتن رابطه اش با گروه رادهاسوآمی ست سنگ در یک اقدام غیر اخلاقی با کپی برداری و سرقت ادبی از آثار جولیان جانسون و کیرپال سینگ اقدام به نوشتن کتابهایی در مورد روش اتصال به نور و صوت خداوند نمود.

وی با تغییر دادن نام شابد یوگا به «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) مدعی دانش معنوی نور و صوت خداند و مقام استادی معنوی شد.

سپس وی با دریافت مجوز از دولت آمریک اقدام به تاسیس یک موسسه غیر انتفاعی تجاری به نام «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) نمود.

او تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۱ میلادی واقعیت ها و حقایق زندگی اش را از خوانندگان کتابهایش و شاگردان خود مخفی نمود. بعد از مرگش همسرش به کمک شاگردان وی موسسه وی را اداره نمودند تا اینکه در سال ۱۹۷۸ میلادی یک دانشجوی جوان به نام «دیوید سی لین» ـ David .C. Lane ـ  هنگام تحقیق در مورد مذاهب جدید متوجه نام ا.ک.ن.ک.ا.ر در فهرست مذاهب و آئین های جدید آمریکا شد.

دیوید سی لین بعد از تحقیق در این زمینه متوجه ارتباط پا.ل تو.ئ.ی.چ.ل با گروه هندی رادهاسوامی ست سنگ و سرقت ادبی - معنوی وی از این گروه معنوی شد. دیوید سی لین تحقیقات و مدارک خود در زمینه ی سرقت ادبی - معنوی موسس «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) از گروه رادهاسوامی ست سنگ را در کتابی به نام «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اِکنکار» منتشر کرد.

این کتاب در بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ باعث رسوایی و جنجال و شوروش بزرگی در بین پیروان «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) شد. اما اداره کنندگان و رهبران موسسه «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) و به اصطلاح جانشینان بعدی تا به امروز با تفاسیر سفسطه آمیز این واقعیت را که تعالیم و نوشته های «ا.ک.ن.ک.ا.ر» (E.C.K.A.N.K.A.R) یک نسخه ی سرقت و تحریف شده از شابد یوگای رادهاسوآمی است را انکار کردند.

هارولد کلمپ؛ سومین رهبر معنوی اِکنکار

 Harold klemp

این گروه تا به امروز (۲۰۱۴ میلادی) تحت رهبری یکی از شاگردان پال توئیچل به نام ه.ا.ر.و.ل.د ک.ل.م.پ ـ  Harold klemp ـ به حیات خود ادامه می دهد.

 

    استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و نویسنده بلامانع می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 22:54  توسط محسن  | 

مقاله ی دوم: آشنایی با تاریخچه ی گروه راداسوامی سات سانگ

 

1 ـ راداسوآمی سَت سَنگ چست؟

در زبان سانسکریت (کهن ترین زبان شناخته شده ی بشری) عبارت ـ RadhaSoami SatSang ـ «رادهاسوآمی یا راداسوامی» به معنی «خداوند روح یا پروردگار روح» است. «رادها یا رادا» به معنای روح و «سوآمی» به معنی خداوند است. لغت «سَت سَنگ» از دو کلمه ی سانسکریت «سَت» به معنای حق یا حقیقت و «سَنگ» به معنی ارتباط یا اتحاد تشکیل شده است. در مجموع در بیان لغوی رادهاسوآمی سَت سَنگ به معنای اتحاد و ارتباط با پروردگار روح است.

از طرفی نیز «راداسوآمی سَت سَنگ» نام یک گروه، سازمان و جمعیت فلسفی ـ عرفانی معاصر هندی است که در اواسط قرن نوزده میلادی در شهر آگرای هندوستان توسط گروهی از یوگی - صوفی های غیر ودایی (یعنی کسانی که معتقد و پیرو کتب مقدس ودایی و آئین ودایی - هندی نیستند) و اکثراً در خانواده هایی با پیشینه ی مذهب «سیک» ـ Sikh ـ متولد شده و تحت تأثیر اندیشه و تعالیم معنوی «کبیر» ـ Kabir ـ و شاگرد وی «گورو ناناک» ـ Guru Nanak ـ بودند پا به عرصه ی ظهور گذاشت.

دکتر «دیوید سی لین» ـ David .C. Lane ـ  استاد و پژوهشگر آمریکایی مذاهب و آئین های جدید در کتاب جنجال برانگیز «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اِکنکار» می نویسد:" نام راداسوآمی به آن دسته از استادانی گفته می شود که نسل معنوی شان به «شیو دایال سینگ جی» ـ Shiv Dyal Singh Ji ـ بنیانگذار جریان و اهل شهر «آگرا» ـ Agra ـ در ایالت «اوتار پراداش» ـ Uttar Pradesh ـ هند می رسد. مریدانش او را «سوامی جی ماهاراج» ـ Swami Ji Maharaj ـ می خواندند. او از خانواده آئین گورو ناناک [که اغلب به نام مذهب شیخ یا سیک نیز نامیده می شود] بود که تحت تأثیر دستآوردهای عرفانی شعرایی چون کبیر، ناناک و بیش از همه تولسی هاتراس پرورش یافته بود."

" تشخیص [پیروان آیین و مذهب] «سیک»‌ کار دشواری نیست. در نام هر مرد سیک، کلمه ی سينگ ـ singh ـ به معنای «شیر» یا «شیر دل» و در نام هر زن سیک کلمه ی کایور ـ kaur ـ به معنای «ملکه» وجود دارد. زنان و مردان سیک دستبندی فلزی به دور مچ دست راست به عنوان نشان دینی دارند. مردان سیک را اغلب می‌توان با عمامه‌ای سفید یا سیاه بر سر، و ریش‌های بلند شناسایی کرد."

یک پیرو مذهب سیک (شیخ)

"شیو دایال سینگ در ۲۵ آگوست ۱۸۱۸ در شهر «آگرا» از ایالت «اوتار پرادش هند» متولد شد. او در سن پنج سالگی به مدرسه فرستاده شد جائیکه زبان و ادبیات هندو، اردو و فارسی و گورموخی را آموخت. همچنین دانش استفاده عربی و سانسکریت را فراگرفت.

 

 شیو دایال سینگ جی

 Shiv Dyal Singh Ji

 (1818- 1878)

 قرائت متون سیک شرطی اعتقادی در خانواده اش بود. پدرش، سردار دیلوالی سینگ سیتی یک ساهیج دری ختری سیک متعلق به سیستم فکری «گورو ناناک» بود. خانواده اش شامل پدر، مادر و نامادری، خواهر و همسرش رادها جی نارینی دیوی پیروان تولسی صاحیب جی از هاتراس هند بودند. «تولسی صاحیب جی» او را در سن ۶ سالگی متشرف کرد. در سنین پایین با ناراینی دیوی دختر عزت رائی از فرید آباد ازدواج کرد. شیو دایال جی مستقیم از مدرسه برای فعالیت به عنوان کارشناس فارسی برای اداره دولتی در باندا انتخاب شد. از آنجا که این کار برای او مناسب نبود، او این کار را رها کرد و شغل دیگری را به عنوان معلم زبان فارسی و تعلقداری از املاک بالابگار را برگزید. هر چند، اشتیاق معنوی اش آنقدر شدید بود که تعلقات دنیوی به مدت زیادی او را جذب نکرد و حتی با اینکه کاری سودآور بودند آن را ترک کرد. او به خانه برگشت و تمام زمانش را به ممارست معنوی اختصاص داد. [چنین گفته شده است که] بعد از مرگ تولسی صاحیب او روش باستانی «سورات شابد یوگا» را برای پانزده سال تقریباً در انزوای کامل در درون یک اتاق تمرین کرد. سپس او در واسانت پانچامی (فستیوالی بهاری) در ۱۸۶۱ میلادی شروع به برگزاری سات سانگ به طور عمومی کرد. این برنامه برای هفده سال ادامه یافت. او اولین گورو به جهت بکارگیری اسم «رادها سوامی» برای وجود اعظم در تعالیماتش بود. سوآمی جی در اصل برای وجود اعظم به نام های «سات نام» و «آنامی پورشا» نیز رجوع می کرد."

آموزه های گروه فلسفی ـ عرفانی رادهاسوآمی سَت سَنگ ماهیتی عرفانی معنوی داشته و بر اساس تعالیم و عقاید یوگی های باستانی هندی و آموزه های عارفان مسلمان ایرانی شکل گرفته است. در عقاید و باور رادهاسوآمی سَت سَنگ اشخاصی چون «کبیر» و شاگرد وی «گورو ناناک» و «شمس تبریزی»، «مولانا جلال الدین بلخی» و «حافظ شیرازی» به عنوان اساتید و قدیسان بزرگ شناخته می شوند.

دکتر «چندر شیكهر»، دانشیار فارسی دانشگاه دهلی در مقاله ای تحت عنوان « انعكاس تفكّرات مولانا روم، در وعظ و ارشادات عارفان رادهاسوامی» در خصوص ارتباط تعالیم رادهاسوآمی سَت سَنگ با عرفان ایرانی و بخصوص آموزش های شمس و مولانا می نویسد:" «سَنت» یعنی عارف [و قدیس]، «مَت» یعنی طریقت و راه. هدف تصوّف یا «سَنت مَت» (طریقت عارفان) راهنمایی مداوم برای نیكوكاری است. طبق عقاید «سَنْت مَتْ» مولانا از هفت ابدال است كه خداوند متعال برای آرامش بخشیدن مردم افسرده خاطر فرستاده بود. واژة «ابدال» نزدیك به واژة «اوتاد» است كه در فلسفه هندوییسم است به معنای آن است كه هر زمان انحطاط و افسردگی خاطر در جامعه به ظهور می‌رسد ابدالی بر روی زمین فرا می‌رسد و مولانا در نزد مرشدان رادهاسوآمی همان جایگاه را دارد. در بزرگ ترین و قدیم ‌ترین مركز رادهاسوآمی كه در شهر آگره واقع است بر روی دیواره‌های آن اشعار مولانا كنده و مثنوی معنوی در جایگاه مركزی تالار بزرگ آن از زمان تأسیس به عنوان كتاب متبركه جا داده شده است. علاوه بر كتابهای دیگر، مثنوی مولانا به زبان هندی برای سالكین غیر فارسی‌ دان برگردانده شده. ترجمه مذكور چندین بار تجدید چاپ شده است. برای آنكه مردم بخرند قیمت آن فقط چهار روپیه ثبت است. اشعار را اول به زبان فارسی و به خطّ ناگری و سپس ترجمه آن را نوشته‌ اند. در آغاز كتاب یك دیباچه مفصّل درباره زندگی آثار و كمالات و ارشادات مولانا را تقریر كرده‌اند. این دیباچه دارای پنجاه و یک صفحه است و از آن معلوم است كه چه قدر علاقه و بستگی به مولانا دارند. ترجمه اشعار مولانا كه به زبان هندی برگردانده شده منظوم است."

2 ـ سلسله اساتید راداسوآمی سَت سَنگ

شیو دایال سینگ که با لقب احترام آمیز «سوآمی جی» نیز شناخته شده است. اولین استاد در طریقت استادان راداسوامی سَت سَنگ شناخته می شود. وی در سال 1818 میلادی در شهر آگرا به دنیا آمد و در سال 1878 میلادی از دنیا رفت. او رهرو «سَنت مَت» بود. «سَنت یا سانت» به معنی قِدّیس یا عارف و «مَت یا مات» به معنای راه و طریقت است.

"شیو دایال سینگ رابطه ی نزدیکی با «تولسی صاحب هاتراس» ـ Tulsi Sahib Hathras ـ داشت. و خانواده اش از پیروان تولسی صاحیب بودند. تولسی صاحیب جی او را در سنین کودکی به روش باستانی مراقبه بر روی نور و صُوت خداوند یا همان شابد یوگا متشرف کرد."

تولسی صاحیب

Tulsi Sahib Hathras

نسل معنوی و خرقه ی استادی آموزگاران رادهاسوامی سَت سَنگ از طریق تولسی صاحب به جانشینان گورو ناناک و در نهایت به خود گورو ناناک و استاد وی یعنی کبیر می رسد.

 گورو ناناک و جانشینان بعدی وی

«پارام هانسا یوگاناندا گیری» ـ Paramhansa Yogananda ـ  بنیانگذار انجمن خودشناسی ـ Self Realization Fellowship ـ و استاد کریا یوگا ـ Kriya Yoga ـ در کتاب «زندگی نامه ی یک یوگی» ـ Autobiography of a Yogi ـ چنین می نویسد:"در میان شاگردان لاهیری ماهاسایا ـ Lahiri Mahasaya ـ چنین گفته می شود که چندین قرن پیش نیز کبیر توسط «ماهاآواتار باباجی» ـ MahaAvatar Babaji ـ قدیس همیشه زنده به آئین رهابخش کریا یوگا مُشرف شده بود و فنون مراقبه بر روی جریان صُوت کیهانی را همانگونه که امروز لاهیری ماهاسایا از طریق باباجی آموخته است را فراگرفته بود."

ماهاآواتار باباجی؛ یوگی همیشه زنده

از شاگردان اولیه و مهمی که به طور مستقیم با شیو دایال سنگ در ارتباط بودند و فنون و تمرینات معنوی باستانی شابد یوگا یا همان یوگای اتصال به صُوت الهی را آموختند می توان به «رای سالیگرام سینگ» ـRai Saligram Singh  ـ ، «پرتاپ سینگ» ـ  Partap Singhـ ، «قریب داس سینگ» ـ Garib Das Singh ـ و «جایمال سینگ» ـ Jaimal Singh ـ اشاره نمود.

"بعد از مرگ شیو دایال سنگ چندین از شاگردانش به عنوان استاد خدمت کردند و موجب ازدیاد تعداد سَت سَنگ ها شدند. حداقل امروزه بیش از ده ها مرکز [معنوی] در هند [و خارج از هند] وجود دارد که خاندان [و فرقه ی] آنها مستقیماً با شیو دایال سینگ [و آموزش های وی] مرتبط است. در بین این فرقه های متعدد فرقه ی «رادهاسوآمی سَت سَنگ بیس» و فرقه ی «روحانی سَت سَنگ» از نفوذ و شهرت بیشتری برخوردار می باشد."

بعدها هر یک از این افراد گروه ها و مراکز جداگانه ای را تشکیل دادند و تعالیم مربوط به «سورات شابد یوگا» را به دیگران و نسل بعدی منتقل کردند. از شاگردان نسل های بعدی می توان به یکی از شاگردان «جایمال سینگ» یعنی «ساوان سینگ جی» ـ  Sawan Singh Jiـ و دو تن از شاگردان برجسته ی وی یعنی «دکتر جولیان پی جانسون» ـ Julian.P.Johnson ـ از اهالی آمریکا و نویسنده کتاب «مسیر استادان» ـ The Path Of The Masters ـ و «کیرپال سینگ» ـ Kirpal Singh ـ مؤسس گروه «روحانی سَت سَنگ» ـ Ruhani SatSang ـ اشاره کرد.

جولیان پی جانسون

(1873-1939)

کیرپال سینگ جی

(1974- 1894)

تلاش های دکتر جولیان پی جانسون و کیرپال سینگ باعث آشنایی اروپایی ها و آمریکایی های زیادی با فنون و تمرینات باستانی «شابد یوگا» و تعالیم مربوط به «دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند» شد. 

 3 ـ  چکیده ی اعتقادات راداسوآمی سَت َنگ

هسته ی مرکزی اعتقادات و آموزش های راداسوآمی سَت سَنگ برمبنای آشنا کردن انسان با حقیقت وجودی خود به عنوان روح و تشریح ماهیت شابد یا روح القدس است که در قالب دو تجلی اصلی و به نور و صُوت خداوند است.

در این تعالیم انسان واقعی نه جسم است و نه ذهن؛ بلکه باور این است که حقیقت وجودی ما به عنوان انسان «آتما» یا روح است. روح برای آموختن درس خودشناسی و خداشناسی به جهانهای پایین ذهن و جسم فرستاده می شود. اما این هبوط و نزول موجب غفلت و فراموشی حقیقت می شود. روح هنگام اقامت در جهانهای مادّه و ذهن خود را با جسم زمینی و ذهن لطیف یکی می پندارد. و این توهم سرچشمه ی درد و رنج انسان می شود. رهایی و آزادی مجدد روح و شناخت مجدد حقیقت تنها از طریق باز کردن چشم و گوش روح و دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند امکان پذیر است.

رادهاسوآمی سَت سَنگ معتقد است سریع ترین و طبیعی ترین راه کشف حقیقت انجام تمرینات شابد یوگا در جهت بیدار سازی چشم و گوش روحانی و اتصال یافتن روح فردی به جریان روح کیهانی و دیدن و شنیدن نور و صُوت خداوند است. زیرا تنها طریق از اتصال به نور و صُوت خداوند یا همان روح القدس است که امکان رهایی روح از چرخه ی کارما و تناسخ و بازگشت مجدد روح به عالم روحانی و کسب خودشناسی و خداشناسی امکان پذیر است. همچنین بر این باور اند که این شابد یا همان نور و صُوت خداوند است که سرچشمه ی سلامتی، آرامش، سرور، شعف، خرد و عشق واقعی و پایدار است.

استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و نویسنده بلامانع می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 19:46  توسط محسن  | 

مقاله ی اول: مقدمه

 

 

برای اولین بار در حوالی سال 1380 در هنگام خواندن کتاب «دندان ببر» نوشته ی پال توئچیل با کلمه ی «رادهاسوآمی» برخورد کردم. آن زمان در نسخه ی ترجمه شده این کتاب (ترجمه ی مهندس هوشنگ اهرپور) نه در متن اصلی کتاب و نه در پاورقی هیچ توضیح خاصی در مورد اینکه رادهاسوامی چیست نداده شده بود.

برای سالها عبارت رادهاسوامی و این کلمه در پس ذهنم بود و همیشه دلم میخاست بدانم رادهاسوآمی چیست! تا اینکه عاقبت بعد از سالها انتظار در سال 1389 در اثنای جستجوها و تحقیقاتم در مورد تاریخچه ی و سرچشمه های واقعی تعالیم اکنکار عاقبت بعد از تقریبا نه سال جستجو و انتظار ترجمه ی کتاب «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اکنکار» نوشته ی دیوید سی لین به دستم رسید. لازم به ذکر است که برای اولین اسم این محقق و کتاب او را در حوالی سال 1382 شنیده بودم.

 از طریق کتاب «ساخت یک جنبش معنوی؛ ناگفته های داستان پال توئیچل و اکنکار» که در ایران به اسم «اکنکار سوداگری روحی» به چاپ رسیده است با تاریخچه ی کامل گروهی هندی به نام «رادهاسوامی سات سانگ» آشنا شدم. و فایل اصلی کتاب «مسیر استادان» نوشته ی دکتر جولیان پی جانسون را که در آن به معرفی عقاید و تعالیم این گروه پرداخته است را توانستم تهیه کنم.

آن زمان این کتاب را به برخی از دوستان معرفی کردم و جهت مطالعه شخصی خودمان آن زمان دوستان تمایل برای ترجمه ی آن نشان دادند و بعد از وقفه ای تقریبا یک ساله این کتاب بانظارت بنده در سال 1391 شروع به ترجمه شد.

همزمان با شروع ترجمه کتاب جولیان جانسون بنا به علاقه ای که از دوران نوجوانی به آموزه های باستانی و سنتی یوگا داشتم در جستجوی منابع بیشتری برای بهتر و کامل کردن اطلاعات و دانشم در مورد حکمت یوگا بودم و در کمال شگفتی و از طریق خاصی سری کامل اموزشنامه های کریا یوگای سوامی یوگاناندا به دستم رسید و در ادامه آن همزمان با کتاب دانش مقدس سری یوکتشوار استاد یوگاناندا نیز برخورد کردم و همچنین هم زمان با کتابهایی شگفت انگیز سوامی شیواناندا که هنوز اکثر انها ترجمه فارسی نشده بودند نیز برخورد کردم و همزمان با دوستان مختلفی درگیر ترجمه همزمان این کتابها شدیم و با ترجمه همزمان این کتابها متوجه شدم که دانش یوگی هایی چون سوامی شیواناندا و یوگاناندا و سری یوکتشوار در مورد شابد یوگا و نور و صوت به مراتب بیشتر و دقیق تر از گروه رادهاسوامی سات سانگ است و گروه های نشات گرفته از آنها یعنی اکنکار و کوان یین است و وقتی نوشته های این یوگی های معاصر و وارسته هندی را با متون رادهاسوامی سات سانگ و زیر شاخه های آنها مقایسه کردم متوجه اشکالات معنوی زیادی در کتاب جولیان جانسون و عقاید رادهاسوامی سات سانگ و بقیه گروه های جدا شده از آنها برخورد کردم.

 نهایتا تصمیم گرفتم کشفیات خودم را در قالب چند مقاله منعکس کنم... به خاطر مشغله های ناشی از کثرت تحقیقات و ترجمه ها و نیز حساس بودن موضوعات فعلاً مقالاتی که در این خصوص در حال نوشتن هستم را منتشر نکرده ام.

با توجه به این که احتمال می دهم در آینده نزدیک مردم زیادی با گروه رادهاسوامی سات سانگ آشنا بشوند به این خاطر این تصمیم گرفتم گوشه های از یافته های خودم در مورد رادهاسوامی سات سانگ و بویژه ارتباط آن با گروه های چون اکنکار را در این وبلاگ منتشر کنم.

امیدوارم مطالب بیان شده در این وبلاگ موجب روشنگری و بیداری و استفاده ی مفید واقع بشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 19:45  توسط محسن  |